جدیدترین خبرهای «توافقات سياسي

اگر قصد خرید پوتین سربازی دارید، برای تهیه پوتینی طبی و با دوام، باید بدانید که از چه فروشگاهی خرید میکنید. تلاش هایی که تعدادی از حاکمان افغانستان برای تمرکز قدرت در شخص حاکم انجام داده اند، با مقاومت ساختارهای قبیله ای و قومی روبه رو شده است. والترمید ازجمله نظریهپردازانی است که بنیادهای سیاست خارجی آمریکا را برمبنای رفتار و عملکرد تعدادی از رؤسای جمهور ایالات متحده تعریف میکند. لذا در تبیین این دوران می بایست به نظریات والترمید توسل جست. برای تبیین سیاست خارجی آمریکا بعد از حوادث 11 سپتامبر قبل از هرچیز می بایست به دکترین جورج بوش اشاره کرد که در فاصله سالهای 2000 تا 2008 ریاست جمهوری آمریکا را برعهده داشت و حملات و جنگ های پرهزینه ای به افغانستان و سپس عراق در توجیه مبارزه با تروریسم انجام داد. برای همین نیز عملیات آمریکا در آلمان و ژاپن (پس از جنگ جهانی دوم)، سومالی، هاییتی، بوسنی، کوزوو را میتوان مهمترین تلاشهای آمریکا در راستای دولت- ملتسازی از بالا به پایین نام برد. همان طور که پیشتر نیز اشاره شد مدل دولت- ملتسازی از بالا به پایین، برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم در آلمان و ژاپن به کار گرفته شد.

دولت الکترونیک شیوهای است برای حصول اطمینان از اینکه همه شهروندان به گونهای یکسان از فرصت مشارکت در تصمیماتی برخوردارند که به نوعی بر وضعیت و کیفیت زندگی آنها تاثیر میگذارد. لذا در حالیکه عراق با تصویب قانون اساسی جدید در پی حرکت به سمت مدرنیزاسیون، حکومتی دموکراتیک و بنیان گذاری ساختار اساسی جدیدی در عراق می باشد، تروریست ها تکفیری بازگشت به گذشته و زنده کردن حکومتهای صدر اسلام و سیطره بر تمامی جهان می باشد. اما به محض سقوط صدام و پایان کار حزب بعث، تمامی درون مایه های خشونت های قومی، فرقه ای و مذهبی سر برآوردند، گسل های جامعه شناختی/ هویتی خفته در زیر پوست جامعه عراق سر بر آورد و فرصت مناسبی نیز برای گروههای تروریست فراهم آورد تا برای پیاده سازی افکار و اوهام خویش و تشکیل حکومت اسلامی به مرکزیت عراق و زنده کردن هیبت و عظمت خلافت بنی امیه و عباسیان بپردازند.

در مجموع در سیاست خارجی آمریکا و مکاتب حاکم بر آن میتوان گفت؛ گاهی دوران ویلسونیسم یعنی آمریکایی کردن جهان و جهانی کردن ارزشهای آمریکایی (از طریق، زر، زور، تزویر، منطق و جاذبههای عقلانی) محور اصلی بوده است؛ و در برخی دورهها، جکسونیسم یعنی «منافع محوری» عاری از «اخلاق»، محور اصلی بوده است؛ و زمانی نیز ویلسونیسم به عنوان شعار و سلاح پشتیبانی، استفاده میشده است. جورج بوش پس از شکست طالبان به تعهد آمریکا برای ملتسازی و ترویج دموکراسی در افغانستان قول و وعده های بسیاری می دهد، او همچنان میکند که جنگ او بر ضد ترور، یک جنگ صلیبی بر ضد اسلام نبوده و هدف او افراط گرایان تروریست است. ولی در برخی دیگر از دورهها، مکتب ویلسونیسم به عنوان دستاویزی برای پیشبرد اهداف و منافع (مکتب جکسونیسم) مورد بهره برداری قرار گرفت. علاوه بر این به نظر می رسد آمریکاییان قصد تجزیه عراق، تغییر نقشه جغرافیای سیاسی خاورمیانه، اعاده حیثیت و پرستیژ خود پس از حادثه 11 سپتامبر، تثبیت موقعیت اسرائیل در منطقه خاورمیانه، در حاشیه قرار دادن مبارزات مردم فلسطین، تغییر جهت افکار عمومی از مساله اصلی یعنی کشتار مردم فلسطین توسط اسرائیل به مسائل فرعی دیگر دارند. روشهای توسعه اقتصادی که آمریکا در چارچوب تعالیم لیبرال به وسیله بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول که این کشوربیشترین سهم را در آن دارد ترویج و تشویق می شوند، در کنار نقش فعال تر در تصمیم گیریهای اقتصادی که بازتاب توان اقتصادی 11 تریلیون دلاری و بودجه نزدیک به 2/5 تریلیون دلاری این کشور است ، شاهد حضور گسترده تر این کشور در تعیین ماهیت سیاسی کشورها و تغییرات نقشه سیاسی جهانی هستیم .

این مسأله، یعنی کمرنگ شدن هامیلتونیسم در سیاست خارجی، به ویژه پس از فروپاشی شوروی؛ تشکیل سازمان تجارت جهانی و حمایت آمریکا از آن و واقعه یازده سپتامبر تکمیل و تا سر حد حذف این مکتب از سیاست خارجی آمریکا به پیش رفت. وی برمبنای این برداشت از موقعیت آمریکا در نظام بینالملل، مبانی تئوریک حاکم بر سیاست خارجی آمریکا را عبارت میداند: از برتری به هژمونی؛ ترجمه قدرت به لهجه آمریکایی؛ از مهار تا براندازی؛ گریزناپذیری پیشتازی؛ تدارک آلمان خاورمیانه؛ همبستگی ارزش و سیاست خارجی؛ جنگ در دو جبهه؛ لیبرالیسم و رفاه اقتصادی؛ دیپلماسی در پرتو قدرت؛ اعمال قدرت نظامی؛ سیاست خارجی آمریکا و مسیحیت. چون علی رغم تحولاتی که در یکی و دو قرن اخیر تحت تأثیر تحولات در سطح جهان پذیرفته است، فرهنگ سیاسی افغانستان هنوز مبتنی بر الگوهای بومی است که دارای منشأ قبیله ای و قومی است. روند تحولات عراق، ساختار سیاسی عراق را مورد دگرگونی بزرگی قرار داده است. همچنین وجود شکاف های فعال قوم شناختی، جمعیت شناختی، دین شناختی و جامعه شناختی در عراق، خود به خود مسبب افزایش خشونت ها می باشد.